ساحل دریای چشمانم همچنان طوفانی است...
در بساط های و هوی موج های دیوانه.....
سرزمینی مه گرفته رویای نرسیدن هاست!
با تو هستم
تویی که در التهاب دیدنت ....باری نماز روز و شب من است
آخرین پرسش دلم را بی پاسخ گذاشتی
چرا؟
چرا با تیغ رفتنت انتظار را بر روی احساسم جراحی کردی.....
چ...ر...ا...؟