کودکانه عاشق بودن
با کهنه دوچرخه ای تمام کودکانه هایم را
وصله وصله رکاب میزنم
تا بوی گرم نان..........
زانوان بی رمقی که جان می گیرند
با تصویر چشمهای انتظار...
گوشهایی که ...غروب کوچه را می پیمایند تا...
تا خش خش زنجیر و خورشید..و
و من که تمام عاشقانه هایم را
به رنگ پریده ی درب چوبی اطاقم میکوبم.
تا...کمرنگ شوند خاطراتت...
در واپسین لحظه های با من بودن...