تبليغاتX
فریاد سکوت


کالای شکستنی

عشق با تو زیباست

ودوست داشتن رنگ و بوی تو را دارد

و خدا خود سخت در تحییر است که چگونه آفرید:

دختری ازجنس بلورکه روی کالای دلت نوشت

شکستنی است 

نوشته شده در 84/11/30ساعت 15:31 توسط فریاد سکوت |

پرواز

به خاطر سپردن پرواز را فروغ وقت رفتن سرود

چون پرنده مردنیست

وبه انتظار نشستن عاشق را پدر وقت رفتن سرود

چون معشوق پریدنیست

در همهمه کوچه بی فرجام بن بست

و در لبریزی جام تهی مانده از می

بی جمعییت ترین کوچه ی دلم در ازدحام شلوغی عشقت

به بن بست رسید

نوشته شده در 84/11/26ساعت 18:0 توسط فریاد سکوت |

غزل سعدی

دوست میدارم این نالیدن دلسوز را

تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را

شب همه شب انتظار صبحرویی میرود

کان صباحت نیست این صبح جان افروز را

وه که گر من باز بینم چهر مهر افزای او

تا قیامت شکر گویم طالع پیروز را

کامجویان را ز ناکامی چشیدن چاره نیست

بر زمستان صبر باید طالب نوروز را

عاقلان خوشه چین از سر لیلی غافلند

این کرامت نیست جز مجنون خرمن سوز را

عاشقان دین و دنیاباز را خاصیتی است

کان نباشد زاهدان مال و جاه اندوز را

دیگری را در کمند آور که ما خود بنده ایم

ریسمان در پای حاجت نیست دست آموز را

سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست

در میان این و آن فرصت شمار امروز را

"سعدی"

نوشته شده در 84/11/25ساعت 17:29 توسط فریاد سکوت |

خواب باران

کاش می شد اندیشه ها را تسخیر کرد

کاش می شد خواب باران را تعبیر کرد

کاش می شد در سراب یک غم بی اتتها

راز باران در نگاه عشق را تفسیر کرد

نوشته شده در 84/11/24ساعت 15:59 توسط فریاد سکوت |